دفتر دست نوشته های پیشینم را می گشایم ...
دوستش میدارم
دل تنگ می شوم و
آه می کشم...
اول و آخر به همین جا
باز می گردم
جایی که منم و افکار و احساسات من!
منم و تنها من ...
متنفرم ازت زندگی نکبتی ! نکبت ! از هر طرف بهت نگاه میکنم نکبتی ! از هر در وارد میشم نکبتی !
+ و تو ای دنیا ، باز هم به ما بخند !!!

+ این عکس تنها برای خالی نماندن بیش از حد عرصه می باشد ، و هیچ ارزش دیگری ندارد !
+ Sunway Lagoon is HERE & HERE
که احساس میکنی هرآن ممکنه مخت منفجر شه !!
اینجاست که بی اختیار
دوست داری شروع کنی به جیغ زدن ...
بعد از چند بار جیغ زدن ( بسته به شدت انفجار ) ،
مغزت از فعالیت دست میکشه ،
و کم کم احساس میکنی در حال تخلیه شدنی ،
و آرامش میاد سراغت !!
وقتی تخلیه شدی و آروم گرفتی ،
ولو میشی رو زمین ،
و حالا مغزت شروع میکنه به فعالیت ...
و تمام اون افکاری که بخاطرشون جیغ زده بودی و
یه سری افکار جدید دیگه میاد سراغت !!
و اینجاست که مطمئن میشی افتادی تو یه حلقه بی نهایت ،
و هیچ راهی نداری جز زدن دکمه ESC یا Ctrl+Break یا Reset
و نهایتا Shut Down !!!
+ هه !
+ دلم میخواد جیغ بزنم !
+ آخه چی از جون خودت میخواستی ؟! !!
+ من که چیزی ازت نمیخوام ؛ زندگی نکبت ؛ دست از سرم بردار !
حالم ازت بهم میخورد ،
ای زندگی نکبت !
ArchivE
بهمن 1390LINK S
لارفردا ( مجید من! :* )DESIGN BY